عبد الغني الخطيب ( مترجم : اسد الله مبشرى )
54
إعجاز القرآن على مر الأزمان ( قرآن و علم امروز ) ( فارسى )
و مآلا يا در اثر مطالعه صورت يقين به خود مىگيرد يا بطلان آن اثبات مىشود . اين قبيل نادانان ، ميان يقين و گمان تميز نمىدهند و تا مىشنوند دين با اين نظريه مخالف است فورى حكم مىكنند كه دين با دانش تعارض دارد . مسئلهء نظريهء « داروين » را در نظر بگيريم هيچيك از دانشمندان ، حتى خود « داروين » تاكنون نگفتهاند كه اين نظريه ، صورت يقين دارد . در غير اين صورت به آن « نظريه » گفته نمىشد . زيرا اين نظريه بين نفى و اثبات در نوسان مىباشد و دلايل بطلان آن بيش از دلايل صحت آنست . پس ، اين دانشمند نمايان ، مردمى نارس و خامند و مىگويند كتابهاى آسمانى مىگويند ، آدم مستقيما از خاك آفريده شده است . و علم مىگويد : آدم از نسل ميمون آفريده شده است و ميمون و همهء حيوانات ديگر به يك اصل منتهى مىشوند . پس به اين دليل دين با دانش معارض است « 1 » دوم : دانشمندى كه از علوم طبيعى بهرهمند است ، اما از دين ، بخصوص از دين اسلام ، اطلاعى ندارد وقتى از وى در مورد تعارض دين و دانش بپرسند همان مطلب كلى را مىگويد : دين معتقد به اصول غيبى است و از تجربه و قياس و تجزيه اطلاعى ندارد . وقتى دين را با مسايلى كه از دانش به دست آوردهايم مقايسه كنيم ، مىبينيم دين با حقايق علمى تعارض دارد . اگر از او بخواهيد در مورد گفتهء خود مثالى بزند ، بطور مبهم و كلى نظرياتى را كه از دين دارد بيان مىكند . سوم : اشخاصى كه در محيط بيدينى و شك ، در كشورى كه دولتش با دين مخالف است و مدّعى است كه مذهب افيون تودههاست بزرگ شدهاند و در آن محيط دين را مخالف ترقى و پيشرفت ، و معارض با ماديگرى و سياست و
--> ( 1 ) - مراجعه شود به كتاب « خلقت انسان » نوشته استاد بزرگوار آزاده جناب آقاى دكتر يد إله سحابى . ( م )